تبليغاتX
یزدا


 يه دنيا حرف ناحساب

 راستش من كه در بروشورها و  ديگر برنامه كانديداها شعار استاني نديدم، چون فكر مي‌كنم همه كانديداها، مي‌خواهند در سطح ملي پيشرفت كنند، حالا اگر قرار بود شعارها استاني باشد وعده‌ها چه بود.

  من يزد را آباد مي‌كنم آن قنات و جوي را احيا مي‌كنم، بادگير و آب انبار را رونق مي‌دهم، برق را خورشيدي مي‌كنم، در عوض آب و برق را دو چندان مي‌كنم

 

 چقدر تحمل ترافيك در شهر كوچك يزد سخت است، مردم مجبور مي‌شوند فحش نثار دولت‌شان كنند، و اين در شان مردم دارالعباده نيست، به يك اشارت خطوط مترو را در استان خواهم گسترانيد و از حالا بگويم اگر به افتخار نمايندگي قائل شوم، منوريل را براي دوره بعد در نظر خواهم داشت

 

 عجيب نيست كه تهران، مشهد و اصفهان شده است اروپاي يزدي‌ها، و يزد شده اروپاي افغاني‌ها، در اينجا هزينه مي‌كنيم بزرگ كه شدند، مي‌روند، پشت سرشان را هم نمي‌بينند، بعد افغاني مي‌فرستند، من اگرنماينده شدم اين رابطه را معكوس مي‌كنم

 

جوان يزدي و بيكار، اين ننگ نيست، در بحث اشتغال جدي خواهم بود، به همه جوانان امضاء مي‌دهم و سفارش مي‌كنم ميزي را برايشان در نظر بگيرند مگر يك ميز چقدر هزينه دارد

 

 تجربه چيه، مگر نديديد جواني رعنا و خوش سيما مثل احمدي نژاد چگونه در كشور جهش بوجود آورد، الان خواب از چشمان آمريكا و اسرائيل پريده كه ناوهاشان را به منطقه آوردند، من خودم چند بار ساعت گرفتم، ديدم دو تا سه ساعت بيشتر نمي‌خوابند، خب اينها قبلا ده تا دوازده ساعت مي‌خوابيدند، به نظرم اگر احمدي نژاد تجربه شهرداري را هم نداشت موفق‌تر بود، خب حالا من كه هستم امروز حجت برمن تمام شد،‌ آمدم تا آخرش هم هستم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 10:39  توسط امیر حسین دادگر  |