بيصلاحيت برو چهار سال ديگر بيا
تا فضا انتخاباتي کاملا سرد نشده اين مطلب را از وبلاگ نهيق بخوانيد.
بیصلاحیت مجلس وارد اتاق هیات نظارت شورای نگهبان شده و در حالی که دست هایش را روی سینه گذاشته است، سلام میکند.
آقای هیات نظارت: بفرمائید.
بیصلاحیت مجلس: حاج آقا منصور منو فرستاده مزاحم تون بشم، صلاحیتم رد شده.
آقای هیات نظارت: بله، به من زنگ زد. برای چی رد صلاحیت شدی؟
بی صلاحیت مجلس: والله نمی دونم.
آقای هیات نظارت: شما با نهضت آزادی کار کردی؟
بیصلاحیت مجلس: من؟ نه، ولی چند بار اعلامیه شون رو پاره کردم.
آقای هیات نظارت: خدا خیرت بده، ببینم شما روزنامه نگار بودی؟
بیصلاحیت مجلس: روزنامه نگار که نبودم، ولی چند بار به دفتر روزنامه حمله کردم.
آقای هیات نظارت: احسنت! شما هیچ وقت گروهکی نبودی؟ از اون دوره بچگی؟
بی صلاحیت مجلس: نه حاج آقا! گروهکی نبودم، ولی چند تا گروهکی رو دوره جوونی کتک زدم.
آقای هیات نظارت: خدا حفظت کنه! شما هیچ وقت اصلاح طلب نبودی؟
بیصلاحیت مجلس: نه حاج آقا، من روز اول خرداد بعد از اینکه به حاج آقا ناطق رای دادم، بیهوش شدم و در حال کما بودم، سه سال قبل یک روز قبل از انتخاب حاجی به هوش اومدم و به حاج آقا احمدی نژاد رای دادم، در تمام دوره اصلاحات من بیهوش بودم.
آقای هیات نظارت: شما التزام عملی به ولایت فقیه داشتی؟
بیصلاحیت مجلس: بله حاج آقا، اصلا بیهوشی من بخاطر همین بود. من روز اول خرداد رفتم ملاقات آقا، ایشون رو که دیدم یک حالت ذوبی به من دست داد، کاملا ذوب شدم و هشت سال توی شیشه به همون حالت بودم تا خدا عمر دوباره داد.
آقای هیات نظارت: احسنت بر شما، ببینم شما هرگز با رادیوهای خارجی مصاحبه کردی؟
بیصلاحیت مجلس: رادیوی خارجی چی هست؟ خارج از کجا؟
آقای هیات نظارت: مثلا با رادیو بی بی سی یا رادیو فردا مصاحبه کردی؟
بیصلاحیت مجلس: نه، هیچ وقت، فقط یک بار پسرم رادیو جوان گوش می داد که یک ساعت کتکش زدم و الآن بیمارستانه.
آقای هیات نظارت: دستت درد نکنه، ببینم، شما اصولا جزو مفسدین اقتصادی نبودی؟ مثلا پول بیت المال خورده باشی؟
بیصلاحیت مجلس: نه حاج آقا! من الآن دو ساله که فقط نون خشک می خورم و عیالم بخاطر گرسنگی مرد، خودم هم از کرج تا اینجا چون پول اتوبوس نداشتم پیاده اومدم.
آقای هیات نظارت: برادر! من شرمنده ام، ولی فکر کنم صلاحیت شما احراز نشده.
بیصلاحیت مجلس: حالا چی کار کنم؟ می شه شما احرازش کنی؟
آقای هیات نظارت: نه، شما برو، چهار سال دیگه بیا.

