بازار در یزد (مردم نگاری)
مطالعه بازار را از دو طریق میتوان پیش گرفت؛ مطالعهای در زمانی که به تاریخ پیدایش و تحولات بازار بپردازد و مطالعهای همزمانی که به بررسی بازار یا بازارهایی که همکنون در سطح شهر وجود دارند و بیتردید روابط متقابلی میان آنها وجود دارد، میپردازد. مطالعه در زمانی بیشتر از طریق اسناد و پژوهش تاریخی میسر است، حال آنکه مطالعهای همزمانی بیشتر نیازمند بررسی جریانهای کالا و سرمایه در مطالعه کارکردی و تحلیل شناختی در مطالعه آنها به عنوان پدیدهای فرهنگی است. در این قسمت به مطالعه همزمانی بازار به عنوان پدیدهای فرهنگی و شناختی خواهیم پرداخت.
در تحلیل شناختی میباید پیش از هر چیز به این سئوال پاسخ داد که بازار چیست. آیا هر جایی که در آن مبادله اقتصادی صورت گیرد، بازار است؟ آیا بازار فقط مکانی سنتی و مسقف است که تعداد قابل توجهی حجره، تیمچه و سرا را در خود جای داده؟
و البته هر یک از این اصطلاحات حجره، تیمچه، سرا و... دقیقا بر چه مکانهایی مصداق مییابند. بنابراین بازار یا بازارهای یزد کداماند. آیا هر جایی را که مردم یزد بازار بگویند فقط باید بازار بدانیم. آیا پاساژهای واقع در خیابان فرخی و کاشانی بازار نیستند. آیا تنها تفاوت در زمان احداث و استفاده اهالی از کلمه پاساژ و عدم حضور معماری سنتی، در مورد پاساژ کویتیها، کافی است که ما مکانی را که روابط اجتماعی آن به شدت مشابه بازارهای سنتی است را بازار ندانیم. با این حال نباید زیادهروی کنیم و کافی شاپها و بوتیکهای خیابان صفائیه و یا مجتمعهای تجاری – اداری چندین طبقه را تداوم همان پدیده بازار سنتی بدانیم
با وصف فوق که طیف وسیعی از مکان ها را تحت عنوان کلی بازار پذیرفتیم می باید برای بیان تفاوت ها،
گونه های مختلف بازار را نیز معرفی کنیم. و این نوشتار در این مرحله فقط می کوشد تلاشی برای این مقصود باشد، که نشان دهد در مقطع تاریخی اکنون رفتار مردم یزد در قبال بازارهای مختلف شهر چه تفاوتی دارد، رفتاری که از شناخت مردم نسبت به این بازارها حکایت می کند.
بازار در یزد را تحت هر تعریفی که قرار دهیم، بارزترین حضور آن را در مجموعه بازار خان و خیابان قیام مشاهده خواهیم کرد، به لحاظ جهت توسعه ادامه آن در دو خیابان امام و امامزاده در جهت جنوب امتداد ميیابد، از بین این دو خیابان، خیابان امام که در شرق قرار دارد در جهت جنوب و شرق همچنان ادامه مییابد، خیابان فرخی در جهت جنوب، و خیابان کاشانی در جهت شرق، و از این دو آن که در جهت شرق قرار دارد در میدان ابوذر و خیابان صفائیه دورترین بازار شهر را شکل میدهد. و البته جهات اصلی رشد شهر نیز در جانب جنوب و جنوب شرقی است.
بازارخان مرکز صنوف طلافروشان و قماش است، حتی در آن راستهای به نام بازار طلافروشان قرار دارد که تعطیلی این راسته در پنج شنبه بعد از ظهر تقریبا کل بازار و خیابان قیام را از جنب و جوش میاندازد. تداوم صنوف طلافروش و قماش را در شکلی مدرن میتوان در خیابان امامزاده پی گرفت، و پاساژ کویتیها آخرین جایی است که میتوان این صنوف را بطور متراکم مشاهده کرد، بطوری که در سایر بازارها تراکم بوتیکها کمتر است و از طلافروشی نیز جز موارد اتفاقی خبری نیست.
خیابان کاشانی را نمیتوان قاطعانه یک بازار دانست، شاید به این دلیل ساده که هیچ عابری طول آن را قدم نمیزند، کاشانی بیشتر خیابانی است که در برخی از قسمتهای آن تراکم فضاهای تجاری بیشتر است، و حتی در صورت تکمیل مجتمع تجاری جنب بیمارستان مجیبیان احتمال اینکه تعداد زیادی از عابرین فاصله آن تا پاساژهای اطراف سینما ایران را پیاده بپیمایند چندان نیست که بتوان آن را با خیابان قیام یا حتی خیابان امام مقایسه کرد.
اما نباید فراموش کرد که خیابان کاشانی یکی از پر رفت و آمدترین خیابانهای یزد است و در حاشیه آن در بخش قابل توجهی از طول خیابان واحدهای تجاری از صنوف مختلف بچشم میخورند. همچنین باید توجه داشت که ابعاد واحدهای تجاری در طول این خیابان و برخی خیابانهای مشابه بزرگتر از واحدهای مرکز شهر و بویژه بازارهای سرپوشیده است، بعلاوه برخلاف بازارهای مرکز شهر تابلوهای بزرگ و رنگارنگی بر سردر این فروشگاهها دیده میشود، بطوریکه با توجه به سرعت تقریبا پایین اتومبیل در این خیابان، هر خریداری میتواند در حین حرکت با اتومبیل مقصود خود را بیابد. با این حال بیتردید قدم زدن در میان جمعیتی که در بازار خان در برق بازتابیده از جواهرات و آینهها و رنگ برخاسته از پارچه ها خیره شدهاند، لذتی بیش از بازی نور و تابلو های فلکسی طول خیابان خواهد داشت. با این حال ممکن است برخی چرخ زدن با اتومبیل در خیابانهای شهر برای خرید را ترجیح دهند.
شاید این تصور پیش آید که کسی که برای خرید به بازار خان یا خیابان قیام یا خیابان امامزاده میرود، ازقبل میداند که از کجا میخواهد خرید کند ولی کسی که در حین عبور با اتومبیل در خیابان کاشانی تصمیم ميگیرد مقابل فروشگاهی بایستد و به داخل آن برود، از قبل نمیداند از چه فروشگاهی میخواهد خرید کند. در حالی که، در واقع تفاوتی بین این دو نیست، اگر بدانیم که در بازار خان چند صد مغازه کوچک در راستههای تو در تویی که اغلب حرکت در بین آنها حساب شده نیست، عمل انتخاب را تا حد زیادی تصادفی میکند، مگر اینکه کسی از قبل بداند که میخواهد از کدام مغازه خرید کند، که در این صورت تفاوتی ندارد که پیاده به سمت آن برود یا با اتومبیل. بعلاوه وقتی بدانیم که ترمه رضایی که در بازار خان حجرهای دارد، در خیابان صفائیه (دورترین بازار شهر) نیز فروشگاهی تاسیس کرده، مساله بازار شکل پیچیدهتری به خود میگیرد.
سوال دیگری که میتوان آن را هم گشوده گذاشت اینکه، اگر هر چرخ زدن پیاده یا سواره به قصد خرید شاخصی برای تعریف بازار باشد، آیا میتوان نمایشگاههای اتومبیل و فروشندگان وسایل اسپرت اتومبیل را که در نهایت پراکندگی و گاها با فاصله از دیگر واحد های تجاری قرار دارند، در یک بازار تعریف کرد. البته من در پی تایید این تعریف از بازار نیستم.
پاساژ کویتیها، شاید قدیمی ترین نوع از بازاری در یزد باشد که به آن پاساژ میگویند. ورودی پاساژ در حاشیه میدان هشتی(مجاهدین) است، و گویا در زمان احداث قصد رقابت با بازار خان را داشته است. بیش از صد مغازه در ابعادی بزرگتر از حجرههای بازار خان صنوف مختلف طلافروشی، لباس و کیف و کفش را در خود جای دادهاند. یکی از همکلاسیان دوره لیسانسم معتقد بود که بیشتر دانشجویان از پاساژ کویتیها خرید می نند، و مردم یزد اغلب از بازار خان یا خیابان امامزاده خرید میکنند، اما مشاهدات اخیر من این گفته را بیشتر نفی و کمتر تایید میکند، اگرچه بی ردید بازدیدکنندگان کمتری دارد، و در کنار پایانه رفت و آمد دانشجویان در مرکز شهر(میدان مجاهدین) قرار دارد. بعلاوه تعداد دانشجویان حداکثر معادل پنج درصد کل جمعیت شهر است، که از این پنج درصد تعداد قابل توجهی نیز از اهالی یزد هستند.
در سایر پاساژهای شهر، از جمله آنهایی که در بین چهارراه مارکار و سینما ایران قرار دارند و آنهایی که در طول خیابان فرخی، همان تصویر پاساژ کویتیها البته در ابعادی کوچکتر و کم اهمیتتر دیده میشود. همچنین از دیگر ویژگیهای این لایه از بازار آن است که فروشندگان وسایل آرایشی و فروشندگان کیف و کفش بیشتر از بازار مرکزی شهر در آن بچشم میخورند. و همچنین می باید به این تفاوت اشاره کرد که پاساژهای اخیر چیزی جز سالنهایی احیانا در دو طبقه که تعدادی مغازه همچراغ را در خود جای داده نیستند، حال آنکه در پاساژ کویتیها، شاید بخاطر ابعاد بزرگتر و تعدد مغازهها همچنان روابط اجتماعی از نوع بازار سنتی جریان دارد.
برای آنکه به معرفی بازار دیگری بپردازم از پاساژهای خیابان فرخی شروع میکنم، آن دسته از این پاساژها که به میدان آزادی(باغ ملی) نزدیکتر هستند، به میزان نزدیکی، ابتدا در طبقات غیر همکف و به تدریج حتی حاشیه خیابان را به صنوف خدمات و وسایل چاپ، اپتیک(عینک و انواع دوربین)، کامپیوتر و کتاب فروشی اختصاص دادهاند. و البته حضور این صنوف با استقرار ساختمان اداری دانشگاه در جوار میدان بیارتباط نیست. میدانی که در ضلع غربیاش شهرداری را جای داده و در ضلع شرقیاش مجتمع تجاری چند طبقه بزرگی در حال احداث است که باعث شده چشمانداز تبدیل این میدان به حداقل یکی از دو مرکز شهر چندان دور نباشد، مرکزی که حتی اگر برخلاف مسیری که تاکنون پیموده به سمت رقابت با بازار خان برود، بازارگردانان آن نمایندگان حجرهداران بازار خان خواهند بود و اگر جوانی هم با سرمایه پدری بخواهد بوتیکی در مجتمع تجاری ایجاد کند، بیتردید میباید تحت بنکداران تیمچههای بازارخان عمل کند، مگر اینکه این بازار همچنان استقلال صنفی خود را حفظ کند.
دیگر بازار قدیم یزد که در مقابل بازار خان در ضلع جنوبی خیابان قیام قرار دارد، بازار پنجعلی است که عرفی آن را به این دلیل به تاخیر انداختم که جای بحث بر بازار بودن یا نبودن صنوف چاپ، اپتیک و کامپیوتر را ببندم، چراکه بازار پنجعلی بیش از هر کارکردی محل تولید و قروش صنایع دستی سنتی است، و پس از آن میتوان توزیعکنندگان قدیمی خشکبار را که در رقابت با کلیفروشان موادغذایی حاشیه بلوار دانشجو فروش محدود خود را ادامه میدهند، نام برد و همچنین تعداد معدودی فروشندگان البسه. بنابراین اگر صنوف چاپ، اپتیک و کامپیوتر قرار بود در شهر قدیم جاییابی شوند، شاید بازار خان آنها را برنمیتابید، اما استقرار آنها در بازار پنجعلی مخالفتی را بهمراه نمیداشت.
دورترین بازار شهر با دو کارکرد در اطراف میدان ابوذر و دو سر خیابان صفائیه قرار دارد، کارکرد اصلی آن تأمین مایحتاج روزانه صفائیه و شهرکهای تازهساز دانشگاه، گلستان و فرهنگیان است، چراکه نسبت واحدهای تجاری در این شهرکها چنان کم است که ساکنان میباید برای خرید اولین نیازهای خود به میدان اطلسی (انتهای جنوبی خیابان صفائیه) یا میدان ابوذر (انتهای شمالی خیابان صفائیه) مراجعه کنند، در عین حال، از طرف دیگر بهرهمندی اغلب ساکنان این منطقه از اتومبیل نیز باعث شدت این وضعیت شده است، بطوریکه بزرگترین عناصر بازار ابوذر-صفائیه مربوط به تامین مایحتاج خوراکی هستند؛ بازارچه میوه و ترهبار، که همیشه در مقابل آن دهها اتومبیل پارک شدهاند و در کنار آن، بازارچه مرغ و ماهی و یک سوپر مارکت زنجیرهای در آن سوی میدان قرار دارد.
کارکرد دوم این بازار در رابطه با بیشترین چگالی دانشجویان در این خیابان خود را نشان میدهد، تعداد قابل توجهی کافی شاپ ، پیتزا-ساندویچی، کافی نت و خدمات تایپ و چاپ، و تعداد کمتری بوتیکهای پر زرق و برق و حتی تعدادی سالن بیلیارد که البته بیشتر مورد استفاده جوانان یزدی است.
شاید پر جنب و جوشترین نقطه در شهر یزد بازار خان باشد، بطوریکه که اگر قرار میبود نیمی از بازدیدکنندگان با اتومبیل شخصی از منزل خارج شوند، خیابانهای اطراف منحصرا کارکرد پارکینگ مییافت و تردد در آنها قطع میشد، از طرف دیگر کالاهایی که در بازار عرضه میشود در انطباقی دانسته یا دانسته مخاطب خود را اکثریت جمعیت شهر قرار داده، و جز در مورد برخی اصناف مثل طلافروشان کمتر میتوان از اجناس لوکس و بسیار گران قیمت در بازار خان نشانی یافت.
بنابراین، انطباق بین فضای شهری، کالاهای عرضه شده، امکان تحرک خریدار، نزدیکی به موقعیت استقرار قشر اکثریت اقتصادی در شهر، باعث این جنب و جوش بینظیر شدهاند. و شاید عکس همین رابطه باعث شده است که فروشگاههای عرضه لوکس ترین کالاها از مرکز شهر فاصله داشته و حتی گاه بصورت منفرد و با فاصله زیاد از دیگر واحد های صنفی همکار قرار گیرند، بعلاوه فاصله از مرکز شهر امکان اتخاذ ابعاد بزرگ برای فروشگاه و گاه تبدیل آن به نمایشگاه را فراهم می آورد، قابلیتی که در جلب توجه عابران سواره اهمیت غیر قابل انکاری دارد.
پس بطور خلاصه، بین کالاهای عرضه شده، ابعاد واحد تجاری، فاصله از مرکز شهر و حتی متوسط سرعت اتومبیل رابطهای وجود دارد که گونه های مختلف بازار را رقم می زند. اما در عین حال شواهدی که در مورد بازارچه های ابوذر- صفائیه گفتیم نشان می دهد که در مورد برخی کالاها (اقلام خوراکی) حتی با وجود وسیله نقلیه افراد ترجیح میدهند از جایی خرید کنند که تراکم عرضه زیاد باشد، شاید به این دلیل ساده که خرید اقلام خوراکی (به استثنای اصناف پذیرایی) کمتر قابل تفکیک به لوکس و غیر لوکس هستند.
محمد حسین زاده
خانه انسانشناسی ایران
