تبليغاتX
یزد - گفت و شنودی با دکتر اسلامی ندوشن

از زندگي‌ بگوئيم‌

 

متن‌ «گفت‌ و شنودي‌»است‌ كه‌ از تاريخ‌ 15 خرداد تا 27 تير 1376، طّي‌ چهار نشست‌، با مشاركت‌ بانوان‌ فريدة‌ گلبو و دكتر مريم‌ مشرّف‌ و آقايان‌ احمدرضا احمدي‌، فرّخ‌ امير فريار، كاميار عابدي‌ انجام‌ گرفت‌. در يكي‌ از جلسه‌ها خانم‌ دكتر شيرين‌ بياني‌ نيز حضور يافتند. حاصل‌ اين‌ «گفت‌ و شنود» از نوار استخراج‌ گرديد، و با اندكي‌ حكّ و اصلاح‌، نخست‌ در كتاب‌ « تك‌ درخت‌» انتشار يافت‌ و اكنون‌ در اين‌جا آورده‌ مي‌شود.

 

 

 

 

كاميار عابدي‌: فكر مي‌كنم‌ اوّلين‌ نوع‌ ادبي‌ كه‌ شما هم‌ مثل‌ جوانان‌ دهة‌ .2 فعاليّت‌هاي‌ ادبي‌ خويش‌ را با آن‌ آغاز كرديد، شعر بود. خوب‌، بعد از تجربه‌هاي‌ نه‌ چندان‌ زيادي‌ كه‌ در زمينه‌هاي‌ شعر كلاسيك‌ داشتيد، زود جذب‌ شعر نو شديد و دو دفتر شعر نو چاپ‌ كرديد كه‌ البته‌ بسيار محدود بود. تا آن‌ جا كه‌ من‌ خبر دارم‌ مقداري‌ از آن‌ شعرهايي‌ كه‌ در دفتر اوّل‌ بوده‌ در طبع‌ دوم‌ وارد شده‌.مي‌خواستم‌ در اين‌ باره‌ قدري‌ توضيح‌ دهيد؟ و اين‌ كه‌ چگونه‌ شعر را شروع‌ كرديد و ادامه‌ نداديد؟

 

اسلامي‌ ندوشن‌: راجع‌ به‌ اين‌ كه‌ چگونه‌ با شعر شروع‌ كردم‌ و چرا دورانش‌ اين‌ قدر كوتاه‌ بود،جاهاي‌ ديگر اشاره‌ كرده‌ام‌، و نمي‌خواهم‌ چيزي‌ را تكرار كنم‌. سال‌ هاست‌ كه‌ اين‌ سؤال‌ از من‌ مي‌شود و جواب‌ داده‌ام‌.

 

كار من‌ در مجلّة‌ سخن‌ كه‌ آن‌ زمان‌ يك‌ مجلّة‌ پيش‌رو بود شروع‌ شد؛در سال‌ سوّمِ سخن‌ بود كه‌ من‌ چند «قطعه‌» به‌ آن‌ دادم‌ و چند «قطعه‌» هم‌ به‌ مجلّة‌ پيام‌ نو دادم‌ و مجموعاً ده‌ تا دوازده‌ تا شد كه‌ بعدها به‌ صورت‌ جزوه‌اي‌ درآمد. سپس‌ تجديد چاپ‌ گشت‌ كه‌ اوّلي‌ گناه‌ و دومي‌ چشمه‌ نام‌ گرفت‌. اين‌ سَبكي‌ كه‌ به‌ آن‌ اشاره‌ كرديد، بيشتر در مجلّة‌ سخن‌ و به‌ وسيلة‌ دكتر خانلري‌ رايج‌ شد؛خود آقاي‌ خانلري‌ شعرهايش‌ به‌ اين‌ روش‌ بود. توللّي‌ هم‌ به‌ اين‌ روش‌ شروع‌ كرد و كساني‌ ديگر، كه‌ همين‌ طور جلو آمد و تقريباً شد يك‌ ركن‌ شعر نو كه‌ آن‌ را شعر «نو كلاسيك‌» خواندند. يعني‌ هم‌ قدري‌ سنّتي‌ و هم‌ قدري‌ نو باشد. به‌ هر حال‌ اين‌ يك‌ رشته‌اي‌ از شعر جديد فارسي‌ شد. من‌ هرگز نخواستم‌ به‌ عنوان‌ شعرگو شناخته‌ شوم‌. آن‌ ده‌ دوازده‌ قطعه‌ را هم‌ كه‌ چاپ‌ كردم‌، از تجديد چاپ‌ آنها ابا ورزيدم‌.

 

معتقدم‌ كه‌ زبان‌ فارسي‌ زباني‌ است‌ كه‌ خزانة‌ بزرگ‌ شعر است‌ و كسي‌ كه‌ مي‌خواهد شعر بگويد يا بايد درجة‌ اوّل‌ بگويد و يا بگذارد كنار و شوخي‌ نكند.من‌ نمي‌توانستم‌ به‌ متوسّط‌ آن‌ قانع‌ باشم‌، بنابراين‌ ترجيح‌ دادم‌ كنار بگذارم‌. اين‌ يكي‌ از دلايل‌ بود. البتّه‌ دلايل‌ ديگري‌ هم‌ داشت‌. امّا به‌ يك‌ نكته‌ مي‌خواهم‌ اشاره‌ كنم‌ ؛ در شروع‌ كار خيلي‌ جوان‌ بودم‌ و بنابر اقتضاي‌ سنّي‌ و رسم‌ معهود، چند شعر عاشقانه‌ گفتم‌.

يك‌ مقدار تحت‌ تأثير بودلر ،شاعر فرانسوي‌ بودم‌ كه‌ بعداً گزيده‌اي‌ از آن‌ را ترجمه‌ كردم‌.

بودلر يك‌ جهت‌گيري‌ خاصّي‌ دارد و قدري‌ حالت‌ گزنده‌ نسبت‌ به‌ عشق‌، ولي‌ بسيار عميق‌ و خاص‌، و من‌ تحت‌ تأثير وي‌ اسم‌ «گناه‌» را بر روي‌ مجموعه‌ام‌ گذاردم‌ .

 

 

كاميار عابدي‌: چرا رو به‌ سوي‌ نثر آورديد و روش‌ شما در نثرنويسي‌ چگونه‌ شكل‌ گرفت‌؟

 

اسلامي‌ ندوشن‌: من‌ نخواستم‌ شعر را ادامه‌ بدهم‌، در عين‌ حال‌ نخواستم‌ ماية‌ شاعرانه‌ را كه‌ نياز آن‌ در قوم‌ ايراني‌، و به‌ طور كلّي‌ در طبيعت‌ انسان‌ و در خود من‌ بود، ناديده‌ بگيرم‌، از اين‌ رو آن‌ را در نثر نهادم‌.

به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيدم‌ كه‌ نثر براي‌ جامعه‌ مفيدتر است‌. مردم‌ مي‌بايست‌ با مقداري‌ استدلال‌ و منطق‌ آشنا شوند. اين‌، از طريق‌ نثر ميسّر مي‌شد. از سوي‌ ديگر اعتقاد من‌ اين‌ است‌ كه‌ بايد كلام‌ آهنگي‌ داشته‌ باشد، وگرنه‌ مي‌ شود يك‌ كتاب‌ معمولي‌ مثل‌ جغرافيا و زمين‌شناسي‌ و...

 

وقتي‌ انسان‌ با احساس‌ و روح‌ طرف‌ مقابل‌ يعني‌ خواننده‌ سر و كار داشت‌ بايد قدري‌ هنجار در كلام‌ بگذارد، تا اين‌ كلام‌ به‌ هدف‌ مورد نظر اصابت‌ نمايد. اين‌ تجربه‌ را ما داريم‌ كه‌ تنها از اين‌ طريق‌ مي‌توان‌ بر مخاطب‌ تأثير گذارد؛تنها منطق‌ كافي‌ نيست‌. بايد قدري‌ جوهرة‌ شاعرانه‌، و آبداري‌ كلام‌ وجود داشته‌ باشد و اصولاً در تمام‌ دنيا و همة‌ زبان‌هاي‌ جهان‌ اين‌ موضوع‌ صادق‌ بوده‌ است‌. اگر اين‌ جنبه‌ در نثر نباشد، هر چند معني‌ بلند و قوي‌ باشد تأثير كلام‌ كم‌ اثر مي‌گردد. چرا افلاطون‌ بيشتر از ارسطو خوانده‌ مي‌شود؟علّتش‌ همين‌ است‌. البتّه‌، سبك‌ شاعرانه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ نبايد به‌ زيان‌ معني‌ تمام‌ شود، در اين‌ صورت‌ چيزي‌ بي‌ مزه‌ و بي‌ ارزش‌ از آب‌ در ميآيد.

 

 

 

 

شيرين‌ بياني‌: آن‌ چه‌ كه‌ محمّدعلي‌ گفت‌ كه‌ خواسته‌ اين‌ كار را بكند، از نظر من‌ ناخودآگاه‌ است‌. او در ضمير ناخودآگاهش‌ اوّل‌ شاعر است‌، بعد نثرنويس‌. بدون‌ اين‌ كه‌ تلاش‌ بكند نثرش‌ شاعرانه‌ است‌. كوشش‌ عامدانه‌ چندان‌ مطرح‌ نيست‌ و اين‌ يك‌ امر قريحه‌اي‌ است‌ ؟

 

اسلامي‌ ندوشن‌ (با شوخي‌): اين‌ گونه‌ نثرنويس‌، مثل‌ شاعر مستعفي‌اي‌ است‌ كه‌ هنوز دل‌ از شعر نكنده‌. مثل‌ بازنشسته‌هايي‌ كه‌ از اداره‌ بيرونشان‌ كنند، ولي‌ گاه‌ به‌ گاه‌ هنوز به‌ اداره‌ و به‌ دوستان‌ سر بزنند.

 

فريدة‌ گلبو: ولي‌ اين‌ جا يك‌ سؤال‌ پيش‌ مي‌آيد. اولاً معلوم‌ است‌ كه‌ هر كس‌ نثر شما را بخواند و دل‌ بدهد،مي‌فهمد كه‌ يك‌ شاعر پشت‌ اين‌ نثر وجود دارد.يعني‌ اين‌ كه‌ اگر آدم‌ شاعر نباشد، نمي‌تواند نثري‌ اين‌ گونه‌ بنويسد؛ولي‌ آيا حيف‌ نبود كه‌ حالا به‌ گفتة‌ آقاي‌ احمدرضا احمدي‌ شعرهاي‌ اوليّة‌ شما در دوران‌ جواني‌ كه‌ با آن‌ حجم‌ كم‌ مي‌توانست‌ در جامعة‌ ادبي‌ حتّي‌ بر كسي‌ چون‌ فروغ‌ فرّخ‌ زاد تأثير بگذارد، آيا حيف‌ نبود كه‌ شعر را كنار بگذاريد؟ آيا نمي‌شد در ضمن‌ اين‌ كه‌ نثر را مي‌نوشتيد گاهي‌ هم‌ شعر بگوييد؟

 

اسلامي‌ ندوشن‌: نه‌، به‌ نظر من‌ نثر خيلي‌ كارسازتر است‌ و آدمي‌زاد كه‌ بيشتر از يك‌ زمان‌ معيّن‌ عمر نمي‌كند، بايد هر كسي‌ ببيند، چه‌ كاره‌ است‌ ، و در چه‌ راهي‌ بهتر مي‌تواند خود را عرضه‌ بكند. نمي‌خواهم‌ در اين‌ جا وارد جزئيّات‌ بشوم‌. اولاً شعر دوره‌اش‌ فروكش‌ كرده‌، نمي‌گويم‌ تمام‌ شده‌. دوران‌، دوران‌ نثر است‌. مردم‌ با يك‌ سلسلة‌ مسائل‌ جديد سر و كار دارند كه‌ نثر خيلي‌ بهتر مي‌تواند آن‌ را برآورده‌ كند.

 

من‌ آدمي‌ هستم‌ كه‌ به‌ هر كاري‌ كه‌ دست‌ زده‌ام‌، دلم‌ خواسته‌ است‌ در حدّ ممكن‌ به‌ آستانة‌ درجة‌ يك‌ برسم‌. حالا فرق‌ نمي‌كند كه‌ يك‌ كار خيلي‌ كوچك‌ ساده‌ باشد يا بزرگتر؛ نخواستم‌ وقتم‌ را بگذارم‌ بر سر كاري‌ كه‌ در نيم‌ ارزش‌ بماند. با خود فكر كردم‌ كه‌ من‌ در هر حال‌ اگر شاعر مي‌شدم‌، در مقابل‌ بزرگان‌ ادب‌ فارسي‌ يك‌ فرد درجة‌ دو بودم‌. اين‌ را نخواستم‌ باشم‌. اگر به‌ زبان‌ ديگري‌ مثل‌ نپالي‌ يا به‌ كشور كوچك‌ ديگري‌ متعلّق‌ بودم‌، اشكالي‌ نداشت‌. امّا زبان‌ فارسي‌ هيبت‌ بزرگي‌ دارد و در شعر خيلي‌ آدم‌ بايد مواظب‌ باشد. در هر حال‌ حس‌ كردم‌ كه‌ نمي‌توانم‌ درشعر، آن‌ كه‌ مي‌خواهم‌ باشم‌ بشوم‌؛ ولي‌ در نثر مي‌توانم‌ قدمي‌ بردارم‌. بنابراين‌ آمدم‌ به‌ آن‌ جايي‌ كه‌ فكر مي‌كردم‌ خودم‌ را بهتر مي‌توانم‌ به‌ كار بيندازم‌؛ و چون‌ دو كار را هم‌ نمي‌شد با هم‌ انجام‌ داد، يكي‌ را كنار گذاشتم‌. (به‌ شوخي‌) در جايي‌ ديگر تشبيه‌ كردم‌ و نوشتم‌ كه‌ شعر و نثر مثل‌ «جمع‌ بين‌ الاُختين‌» هستند يعني‌ اين‌ كه‌ يك‌ مرد در آنِ واحد نمي‌تواند دو خواهر را به‌ زني‌ گيرد، يا بايد اين‌ را داشته‌ باشد يا آن‌ را.من‌ هم‌ از اين‌ اصل‌ پيروي‌ كردم‌.

 

 

فرّخ‌ امير فريار: آيا در سال‌هاي‌ اخير هم‌ شعر گفته‌ايد؟

اسلامي‌ ندوشن‌: از آن‌ موقع‌ كه‌ شعر را كنار گذاردم‌، گاهي‌ به‌ شوخي‌ يا تفنّن‌ قطعه‌اي‌ گفتم‌. چيزهايي‌ كه‌ هيچ‌ جا منتشر نشده‌اند. سه‌ يا چهار قطعه‌ بيش‌ نيست‌ يكي‌ راجع‌ به‌ فردوسي‌ بود كه‌ چاپ‌ شد.

 

احمدرضااحمدي‌: من‌ خواستم‌ راجع‌ به‌ نثر شما بگويم‌. آن‌ چه‌ كه‌ به‌ نظر من‌ نثر را خوب‌ و درخشان‌ مي‌سازد تفكّر خوبي‌ است‌ كه‌ در پشت‌ آن‌ است‌. نثر آن‌ قدر مهم‌ نيست‌. مثلاً سعدي‌ را مي‌بينيم‌ كه‌ مي‌گويد «اگر همه‌ شب‌ قدر بودي‌، شب‌ قدر بي‌ قدر بودي‌.» اين‌ بازي‌ با حرف‌ نيست‌. آن‌ تفكّر زيباست‌ كه‌ اين‌ قافيه‌ را مي‌آورد. شما نكته‌اي‌ كه‌ دربارة‌ مِتروي‌ تهران‌ بنويسيد، قابل‌ خواندن‌ است‌، راجع‌ به‌ فردوسي‌ هم‌ بنويسيد قابل‌ خواندن‌ است‌. به‌ دليل‌ اين‌ كه‌ حرفي‌ و انديشه‌اي‌ داريد كه‌ بگوييد. كسي‌ كه‌ حرف‌ نداشته‌ باشد، فكر نداشته‌ باشد، اگر زيباترين‌ نثرها را بنويسد، كار مهّمي‌ نكرده‌ است‌.

فريدة‌ گلبو: ببخشيد؛من‌ حرف‌ شما را تأييد مي‌كنم‌. ملك‌الشعراء بهار در «سبك‌شناسي‌» مي‌گويد، لفظ‌ و معني‌ بايد با هم‌ بستگي‌ تام‌ داشته‌ باشند. بنابراين‌ هم‌ لفظ‌ مهم‌ است‌ و هم‌ معنا.و نثر ايشان‌ هر دو خصيصه‌ را دارد.

 

 

احمدرضااحمدي‌: من‌ هم‌ همين‌ را خواستم‌ بگويم‌ كه‌ با توجّه‌ به‌ نثرهاي‌ ديگر، نثر ايشان‌ به‌ دليل‌ تفكّري‌ كه‌ پشت‌ حرف‌هاست‌ نثري‌ ماندني‌ است‌. منظور من‌ اين‌ نكته‌ بود.

اسلامي‌ ندوشن‌: متأسف‌ مي‌شوم‌ هرگاه‌ بشنوم‌ كه‌ بر شيوة‌ نگارش‌ تكيه‌ شود و محتوا در سايه‌ بماند.اين‌ دو را نمي‌شود از هم‌ جدا كرد. حدّ من‌ نيست‌ كه‌ بگويم‌ چه‌ گفته‌ام‌ و در چه‌ زمينه‌ها گفته‌ام‌. قضاوت‌ با خوانندگان‌ است‌ كه‌ ببينند آن‌ چه‌ گفته‌ام‌ آيا پيش‌ از آن‌ گفته‌ شده‌ بود يا نه‌، و يا چگونه‌ گفته‌ شده‌ بود، و يا بعد از آن‌ گفته‌ شد يا نه‌ و چگونه‌ گفته‌ شد.

شيوة‌ نگارش‌ بخودي‌ خود چيزي‌ نيست‌، چون‌ لباس‌ بر تن‌ انسان‌است‌؛ بايد بار معنا به‌ آن‌ جان‌ بدهد و توجيهش‌ كند.

 

مريم‌ مشرّف‌: شما در هنگام‌ نوشتن‌ آيا احساس‌ و حال‌ و هواي‌ خاصّي‌ داريد؟

 

اسلامي‌ ندوشن‌: مسئلة‌ نگارش‌ خيلي‌ تابع‌ قاعده‌ و قانون‌ نيست‌. آن‌ چه‌ مسلّم‌ است‌، چه‌ در نثر و چه‌ در شعر، آدم‌ بايد يك‌ حالِ مساعد داشته‌ باشد.ساعت‌ هايي‌ آماده‌تر است‌ و ساعت‌ هايي‌ كُندتر. من‌ در نوشتن‌ كوشش‌ دارم‌ كه‌ عبارت‌ها را طوري‌ به‌ كار ببرم‌ كه‌ يك‌ نوع‌ چنگك‌ داشته‌ باشند، همانند قلّاب‌ كه‌ مي‌اندازيم‌ و ماهي‌ مي‌گيريم‌. كلمه‌ بايد شكار معني‌ بكند، صِرف‌ اين‌ كه‌ كلمه‌ هست‌ و معني‌ از آن‌ ساطع‌ مي‌شود كافي‌ نيست‌، بلكه‌ اين‌ معني‌ بايد جرقّه‌اي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشد. البتّه‌ همة‌ اين‌ها نسبي‌ هستند، چه‌ در نثر و چه‌ در شعر. كلمات‌ بَر دو نوع‌ اند. تعدادي‌ در حكم‌ مصالح‌ اصلي‌اند؛ تعدادي‌ در حكم‌ ملاط‌.خواه‌ و ناخواه‌ اين‌ ملاط‌ها بايد باشند، تا اين‌ اصلي‌ها را به‌ هم‌ وصل‌ كنند. بنابراين‌ نوع‌ تركيب‌ها و درجه‌ و مقدار آن‌هااست‌ مي‌گويد كه‌ اصلي‌ها چقدر باشند. نوع‌ ملاط‌ها كمك‌ مي‌كند به‌ اين‌ كه‌ نوشته‌اي‌ بتواند استخوان‌دار و مُحكم‌ بيرون‌ آيد يا نيايد. ولي‌ در هر حال‌ قدري‌ هدفمندي‌ آهنگين‌ بايد در نوشته‌ باشد. مواردي‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ من‌ از كلمه‌اي‌ صرف‌ نظر مي‌كنم‌ براي‌ اين‌ كه‌ خواندنش‌ مشكل‌ است‌، يعني‌ در نگارش‌ فارسي‌ درست‌ درنمي‌ آيد، يا به‌ اشتباه‌ مي‌اندازد و يا رواني‌ لازم‌ را از نثر مي‌گيرد

 


 
وبلاگ یزدنگار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:59  نبشته امیر حسین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
یزد شهرمن، و یزدی‌ها همشهری من، دو دهه در آن زیستم و قد کشیدم، خاطرات فراوانی را در ذهنم دارم، در دبستان رحمانی که بعد از ظهرها نامش مریم می‌شد، نبشتن و خواندن را یاد گرفتم، در مدرسه فتح دوره راهنمایی را گذراندم و در دبیرستان سید الشهدا تحصیلاتم را در یزد پایان بخشیدم، یک دهه دور از شهر یزد بودم و حالا از طریق این وبلاگ با هم بیشتر آشنا خواهیم شد.

سايت و وبلاگ‌هاي یزد
یزد در ویکی پدیا
یزد
استانداری یزد
شورای اسلامی شهر یزد
شهرداری یزد
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری یزد
اداره کل تعاون یزد
سازمان‌اموراقتصادی‌ودارایی یزد
سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی یزد
سازمان مسکن‌و‌شهرسازی یزد
اداره امورکتابخانه‌های‌عمومی‌یزد
شرکت شهرک‌های صنعتی یزد
سازمان تعزیرات حکومتی یزد
سازمان بهزیستی استان یزد
شرکت توزیع برق استان یزد
شرکت برق منطقه‌ای یزد
اداره کل راه آهن یزد
شرکت گاز استان یزد
اداره کل ثبت اسناد و املاک یزد
گمرک استان یزد
سازمان بازرگانی استان یزد
پارک علم و فناوری یزد
دانشگاه یزد
جهاد دانشگاهی استان یزد
روابط عمومی دانشگاه آزاد یزد
اداره کل تعاون استان یزد
اداره کل راه و ترابری استان یزد
سازمان آموزش و پرورش استان یزد
سازمان انتقال خون یزد
اداره کل تربیت بدنی استان یزد
پست استان یزد
پرتال شرکت مخابرات استان یزد
اداره کل کار و امور اجتماعی استان یزد
اداره کل فرهنگ و ارشاد یزد
اداره کل منابع طبیعی استان یزد
سازمان جهاد کشاورزی استان یزد
وب‌سایت محمد‌خاتمی
دو هفته‌نامه روز دوم
یزدنگار نوشته‌های مهدی‌زمان‌زاده
پیام‌یزد سیاسی‌ اجتماعی
یزد آنلاین (خبری‌تحلیلی‌)
یزد‌فردا (خبری‌تحلیلی)
کویر (خبـري‌تحلیلی)
سلام یزد
یزدنا (پایگاه اطلاع‌رسانی یزد)
پایگاه‌خبری‌نارنج نیوز
وب‌سایت‌خبری‌رزنیک(اقتصادی)
وبلاگ خبری اعتماد نیوز یزد
وبلاگ طوفان یزد
پایگاه‌اطلاع‌رسانی‌رستاق‌صدوق‌یزد
یزدان (‌کانون‌یزدی‌دانشگاه‌تهران)
شوق (سایت‌خبری‌تحلیلی‌)
هفته‌نامه‌ ‌ندای‌یزد
روزنامه خاتم یزد
دو هفته‌نامه هادی
پایگاه خبری میبد نیوز
یزد خبر- میرزا بنویس
یزدستان، گروهي از وب‌نگاران يزدی
استاد آذر یزدی داستان‌نویس کودکان
آشنایی با آذر یزدی، پدر ادبیات کودک
دکتر ریسمانی یزدی،
کودکی‌هام (فعال در حوزه‌ کودکان)
کاریز یزد، یادداشت‌های‌ حسین‌مسرت
روزنوشت‌میرزامحمدکاظمینی
موسسه فرهنگی توتم کویر
دکتر محمد‌علی‌اسلامی‌ندوشن
شهرخوبان، سیدحمیدکلانتری
خانه وبلاگ‌نویسان استان یزد
وبلاگ عاشقان دیار یزد
سایت هواداران مهندس کلانتری
فکر وبلاگ شخصی احمد عجمین فهادان
پندار
دو هفته‌نامه گلنار
سنجاقک کوچولو
مهریز نگین سبز استان یزد
ماه تی‌تی
عضو نهم ‌عضو‌شورای‌شهر
بهار نو، محمد‌امامی
انجمن‌متخصصان‌روابط‌عمومی‌یزد
ایساتیس خبری‌تحلیلی ‌
عکاسی‌های‌خاطره‌کویر
گلچین، ‌مصطفی‌امامی
گل انار، کانون‌ پرورش ‌فکری ‌یزد
مشق‌کویر، محمد‌کاظم‌دهقانی
وب‌سایت اسماعیل‌اردکانی
تالار‌فرهنگ‌یزد انجمن‌نمایش‌یزد
دنیای هنر، مهرداد‌جباری
میراث‌ و‌ فرهنگ‌عامه‌یزد
برای آیندگان یزد
نشریه رایحه ظهور
هفته نامه پرگار
نشریه یزد امروز
نگین‌کویر‌ما، نوشته‌های‌پایدار‌ اردکانی
نیاز یزد، نیازمندی‌ها
تالار بورس منطقه‌ای یزد
تابش، نماینده مردم اردکان
مسافر یزد- غریبه‌ای ناآشنا
محمد احمدی هنرمند
آموزش سلامت مرکز بهداشت یزد
انجمن دانش‌آموختگان استعداد‌درخشان
بانک صادرات استان یزد
کمیته ورزش‌های هوایی یزد
کوبه اوزاکا شیتوریو استان یزد
ایرنای یزد
ایسنای یزد
ورزش یزد
اخبار یزد
وبلاگ فن‌آوری اطلاعات استان یزد
سایت سرگرمی دختران یزد
هنوز در سفرم
پژوهش‌سرای رشیقی میبد
حسین امامی تفتی
نصر آباد پشتکوه یزد
بچه‌های بازار (شاه ولی تفت)
محسن نصیری(اردکان، نرم افزار)
تاریخ شهر یزد
خبرگزاری اصغر باغبون تفتی
باغ گلابدان (تفت)
شهرما، اردکان زیبا، محمودزاده
گروه نجوم شفق (اردکان یزد)
شهرداری اردکان
ترمه (جامعه و آدم‌ها) سمانه ملازینی
مینو (زهرا‌شاه‌شوازی)
کشکول ، علی‌رضاخورشیدنام
یک روز کاری (زهره)
لوتوس
چرک‌نویس یادداشتهای پراکنده شادی و زهره
دست‌نوشته‌های فرزاد خبرنگار خبرگزاری مهر یزد
دولابی‌دل، یتا‌یزی‌و‌یکی‌دیه
سایت تخصصی بانوان یزد
هیات کوهنوردی استان یزد
ندوشن‌تبار
صهبا، علی اکبر جعفری
حاجی‌خلیفه شیرینی‌فروش مشهور یزد
وبلاگ نهيق
توریسم یزد
انجمن نخبگان یزد
آرامکده یک شرقی
دست‌نوشته‌های کودک فهیم، مهسا محق
ساعتها غارتگران عمرند، منیره
دو تا کلوم گف دل
هر چی می‌خوام
فانوس کویر، اولین وبلاگ ادبی میبد
تن پرنده‌ها گرم است
حزب اعتماد ملی یزد
شب‌های روشن، مسعودزارع
به نام حق، ورزشی
وبلاگ معلمان کامپیوتر یزد
اخبار ورزشی استان یزد
خبرنامه پیشروان اصلاحات یزد
توپ، تحلیلی- خبری
مهرنگار یزد
کشکول یک جوان یزدی
خبرهای داغ از شهر خنک کویر
مرتضی عابدی اردکانی، معلم
خاطرات یک یزدی در غرب
موسسه آموزش عالی جواد
بهشتی، مسئول شاخه روحانیون اعتماد ملی یزد
نگین یزد
حسن ابراهیمی خوسفی
جوان‌ایرانی،مسئول‌روابط‌عمومی‌ اعتمادملی در یزد
دانشگاه علوم پزشکی یزد
پیست‌دوچرخه‌سواری استان‌یزد
یادداشت‌های ماه‌خاتون
نشریه عصر یزد
فهادان محله من
وبلاگ‌سازمان‌ملی‌جوانان‌استان‌یزد
نجوم‌یزد
نسیم کویر
ما مسافران جاده های نوریم ...بیراهه چرا
نوشته‌های قدیمی حمزه غالبی
رتوریک، حمزه غالبی جدید
ندوشن،شهرخودبنیاد
راز اشک
عکاسی‌های خاطره کویر
من و تو، عشقولانه
نشريه اينترنتي دير نو
كاظم دهقانيان نصرآبادي
تفتي‌تباران،كانون‌تفكر‌تفت
اسلاميه از توابع تفت
زيبا شهري به نام تفت
رشكوئيه
شهر تفت و بچه‌هاي آن
تيزهوشان يزد
خداي سمپاد محمد اعتمادي
فراري زنداني
نجواي قلم
نگار كوير،حسين مهدي‌زاده اردكاني
صخره،هيات كوهنوردي يزد
خاطره كوير
روانشناسي،الهام قهرماني‌فرد
متن‌هاي‌زخمي، رضا‌حقيقت‌نژاد
ورود ممنوع، علي
كرشمه‌هاي عاشقانه اياز
خانه رياضيات استان يزد
انجمن اسلامي دانشگاه يزد
موسسه‌سيماي‌حقيقت،
یادداشتهای م میرجلیلی‌خبرنگار
بوي گل نرگس
پايگاه‌اطلاع‌رساني هيات‌انصارولايت
سايت‌خبري‌زارچ‌نيوز
پايگاه‌اطلاع‌رساني‌صدرالساداتي
سيدمهدي صدرالساداتي
ارزش نيوز
غريبي بد درديست
همسفر تنهايي
بچه يزدي
عشق مشرقي
خط وخوله
شب كوير
روابط عمومي دانشگاه يزد
روابط عمومي دانشگاه آزاد ميبد
روابط عمومي دانشگاه آزاد يزد
محمد حسين زارع بيدكي
عاشورائيان
پندار
حرف‌های خودمانی، م.کریمی
چالش‌های ذهن من، شیما نوروزی
شرکت‌گلخانه‌ای‌زرین‌کشت‌کویر یزد
میبد، نبشته میثم
پایگاه‌اطلاع‌رسانی‌نهادهای‌مردم‌نهاد‌یزد
سریزد ویلیج،علی سریزدی
انجمن كيمياي مهر
موسسه نور عشق يزد
دانشگاه علمي كاربردي يزد
فعالیت آموزشی‌زبان‌انگلیسی‌ابرکوه
پايگاه اطلاع‌رساني املاك‌يزد
يزد پستو
خرانق، دیار کهن
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد
غول‌آباد، سایت یزدشناسی
غول آباد، نام‌منطقه‌ای در یزد
تفت چه خبر
تنها تو میدانی عشقم را
اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان یزد
بهار هم می گذرد و من...وتو...وثانیه ها..
دست‌نوشته‌های‌من، امیرترقی‌نژاد
بیکی، شاعر یزدی
یار دبستانی، رضاسالیانی
پایگاه خبری ریحانه،محمد کاظمینی
انجمن غزل یزد
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشیو موضوعی
علمی
اقتصادی
سیاسی
فرهنگی، آموزشی
دفترچه خاطرات
طنز، اس‌.‌ام‌.اس،جوک
اجتماعی، مشکلات شهری
تاریخی و باستانی
رجال و شخصیت‌های تاریخی
اخبار
وبلاگ‌و‌سايت‌هاي‌غيريزدي
صفحه‌ جوک و طنز یزدی و غیره
مشهد، شهر بهشت
آرشیو پیوندهای روزانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Type Writer Status Bar