ضعف اطلاعرسانی دولت در چیست
چندی پیش امیر ترقینژاد که مدیریت روابط عمومی اداره کل فرهنگ ارشاد اسلامی استان یزد را بر عهده دارد و فارغالتحصیل رشته روزنامهنگاری است، طی یادداشتی به ضعف عملکرد اطلاعرسانی دولت اشاره کرده و افزوده است: در حالی که تا یکسال دیگر دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود، دولت نهم به دلیل عملکرد ضعیفش در بخش اطلاعرسانی نتوانسته گزارش جامع و درستی را به افکار عمومی ارائه نماید.
وی در ادامه عدم حضور نیروهای متخصص در بخش اطلاعرسانی را علت امر ذکر میکند. و مینویسد برخی مدیران ارشد اعتقادی به امر مهم و خطیر اطلاعرسانی ندارند و نقدی که به عملکرد دولت نهم در بخش اطلاعرسانی وارد است همین است که مدیران به محدودیتها و وظایف خود آشنا نیستند.
مدیران گمان میکنند که رسانههای جمعی میتوانند کلیه گزارشات و مطالب آنها را به شکل دلخواه آن سازمان منعکس نمایند. در حالی که یک رسانه با چارچوب و اهدافی خاص فعالیت مینماید. همچنان که بارها مشاهده شد که وقتی یک رسانه نقدی علیه آن سازمان داشت آن سازمان به جای یک پاسخگویی مناسب بر طبل خود دو چندان کوبید و موجبات نا امیدی در اطلاعرسانی را تقویت نمود.
راستش من نمیدانم چقدر خود ایشان در امر اطلاعرسانی از فعالیتهای اداره کل ارشاد اسلامی یزد موفق بودهاند، و قصد هم ندارم در این مجال به این بحث بپردازم. اما به نظرم این که افرادی از خود دولت، دولت را نقد کنند چندان درست نمیدانم و پاسخ محمد امامی در وبلاگش با عنوان بهار نو تا حدی مساله را بازتر کرده است. آقای امامی معتقد است دولت نهم در زمینه ارتباط با رسانهها به ویژه بهرهگیری از رسانه ملی حداقل یک گام جلوتر از دولت اصلاحات هست و گرچه ارتباط مطلوبی با عموم رسانهها ندارد و برای ارتباط دوسویه تلاش کمی صورت داده، اما ارتباط یکسویه را به خوبی داشته و در مقاطع مختلف این فرصت را در رسانه ملی یافته تا به طور مستقیم با عموم مردم ارتباط برقرار نماید، چیزی که دولت خاتمی یا از آن محروم بود و یا از آن به خوبی بهره نبرد.
وی مشکل دولت نهم را در عدم برخورد صادقانه با مردم ذکر میکند و مینویسد رسانهها صرفا یک مجرای ارتباطی یا کانال هستند، آن چه بر رسانه به عنوان ابزار ارتباطی مینشیند محتوای پیام است و این محتواست که میتواند افکار عمومی را تحت تاثیر قرار بدهد و آنان را متقاعد سازد. بنابر این دولت نهم با استفاده از خصوصا رسانه ملی محتوای پیامش اشکال دارد.
وی در ادامه به موضوع تورم و گرانی لجام گسیخته بالای 22 درصد و بازخوردهای دولت نهم اشاره کرده و مینویسد: این دولت از رسانه استفاده کرده اما با نگاهی به محتوای پیامش درمییابید از این ابزار برای فرافکنی و ایراد اتهام به اشخاص مجهول با عنوان مافیا بسنده کرده و جالب این که پس از قریب سه سال این مافیاها به دستگاه قضایی سپرده نشده، این در حالی است که همه مشکلات گرانی و تورم را یا به گردن مافیاهای ناشناخته میاندازند و یا بر سر وزرا شکسته میشود و معزول میشوند. خوب است به افشاگری وزیر سابق اقتصاد و دارایی آقای دکتر دانش جعفری توجه کنید.
فراموش نباید کرد که رسانهها یک ابزار هستند و گرچه انتخاب نوع رسانه یکی از موضوعهای مهم در فرایند انتقال پیام است، اما محتوای آن چه در رسانه قرار میگیرد و یا بر محمل رسانه مینشیند تعیینکننده است
البته شخصا این استدلال را میپذیرم اما این را تنها دلیل عدم موفقیت نمیدانم، به نظرم تغییر مکرر مدیران، اصلا فرصت کارهای مهم را از آنان سلب کرده و مدیران با نهادهای موازی در درون خود دولت روبرو هستند، و اینها نیز در عدم موفقیت سهم داشته است. آن چه در خصوص عملکرد دولت باید گفت این است که این دولت توانایی برقراری ارتباط با نخبگان را نداشته و ندارد و باورهای شخص رئیس جمهور در تضاد با کلیه پدیدههای دنیای مدرن است که اطلاع رسانی هم جزئی از آن است
