تبليغاتX
یزدا


نگاهي تحليلي بر پديده انتخابات مجلس هشتم در حوزه شهرستان‌هاي يزد

 

تا این حد فکر نمی‌کردم یزدی‌ها محافظه‌کار و محتاط باشند

 

کلانتری، استاندار پیشین یزد که خود صلاحیتش ناجوانمردانه در این دوره از انتخابات رد شد، در نوشتار ذیل به بررسی خاطرات و تجارب خود پرداخته است. و شاید مهمترین نکته بخش دوم این مطلب اشاره به روحیه شدید احتیاط و محافظه‌کاری باشد که با وجود حضور چند ساله در یزد باز می‌نویسد: اکثرا از اظهار نظر در محيط‌هاي عمومي و آفتابي شدن در جمع پرهیز می‌کردند و يا بدتر از آن شنيده مي‌شد که بعضي از دوستان اظهار لطف و همکاري خود را همزمان به چند نفر اعلام مي‌نمودند و همه را راضي نگه مي‌داشتند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

بخش دوم

 

اما در مسير و در حاشيه اين اقدام پر مخاطره و موفق نکات قابل توجه و تامل ديگري هم بود که ذکر آنها خالي از لطف نيست که در بخش دوم اين گزارش به عنوان واقعيت‌هايي که لمس شد مورد اشاره قرار مي‌دهم ، باشد که فرهيختگان و موثرين اجتماع حسب مورد به چاره‌جويي و بهبود تلاش نمايند.

 

1 – روحيه شديد احتياط و محافظه کاري در يزد

 

يکي از مسائلي که قبلا هم در يزد برخورد داشتم ولي شدت و غلظت آنرا در اين دوره بيشتر احساس کردم و تا حدي رنج‌آور هم بود ، روحيه محافظه‌کاري بود به طوري که خيلي‌ها در ارتباط با انتخابات در تماس‌هاي تلفني اظهار ارادت و همراهي و همکاري داشتند ولي بسيار نگران از آفتابي شدن در جمع و و اظهار و اعلام آن در محيط‌هاي عمومي بودند و يا بدتر از آن شنيده مي‌شد که بعضي از دوستان اظهار لطف و همکاري خود را همزمان به چند نفر اعلام مي‌نمودند و همه را راضي نگه مي‌داشتند.

 

 

2- دليل رفتار فوق از يک جهت به فرهنگ و منش تاريخي يزدي‌ها برمي‌گردد که بايد چاره‌اي اساسي براي آن انديشيد ولي علت ديگري که اين شيوه را تقويت مي‌کند، رفتارهاي محدودکننده و نگران‌کننده‌اي است که از سوي متوليان امور و دستگاههاي دولتي اعمال مي شود.

 

به عنوان مثال حساسسيت‌هايي که حراست‌هاي ادارات به دستور ما فوق خود براي جلوگيري از حمايت و هواداري کارکنان دولت از کانديداي مقابل يا منتقد دولت نشان مي‌دهند. نگراني از دست دادن پست و موقعيت شغلي يا نگراني از عدم ارتقا اداري يا نرسيدن به موقعيت بهتر براي کارمندان و مديران در محيط کارشان از جمله تبعات مشارکت آنان در امور سياسي است.

 

در اين زمينه دو نکته را بايد مورد تاکيد قرار داد ، اول اينکه مديران سياسي، اداري و اطلاعاتي نبايد به خود اجازه دهند که کارکنان دولت را از حقوق حقه اجتماعي، سياسي خود محروم سازند قطعا هيچ مدير يا کارمندي نبايد از امکانات دولتي براي فعاليت‌هاي سياسي و حزبي استفاده نمايد، وليکن بحث مشارکت و دخالت در امور سياسي در اوقات شخصي و خارج از وقت اداري نه تنها ايرادي ندارد بلکه امري پسنديده است. به جز کساني که به دلايل خاص از اين نوع موضع‌گيري‌ها و دخالت‌ها منع شده باشند مثل ائمه جمعه و نيروهاي نظامي و يا هيات‌هاي نظارت و اجرايي بديهي است. و استاندار به عنوان مقام ارشد مديريت استان مي‌تواند در فراهم آوردن اين فضا نقشي تعيين‌کننده داشته باشد. دوم اينکه مردم يزد و بويزه کارکنان دولت بايد اين روحيه مماشات را تغيير و از حقوق بديهي خود در چارچوب موازين قانوني دفاع کنند، و اين قدر دچار محافظه‌کاري و رفتارهاي محتاطانه نشوند.

 

3- از زيبايي‌هاي اين دوره آشنايي با دوستان جديد يا به عبارتي کشف افرادي معتقد، با انگيزه، بي‌ريا و صميمي بود که بر خلاف روحيه‌اي که در فوق ذکر شد حاضرند صادقانه و بدون نگراني و با شفافيت از مواضع و معتقدات خود دفاع نمايند و در اين بين دوستاني يافتيم که بحمدالله  کمترين توقعي از اين همراهي و همکاري نداشتند و با کمال صداقت و اخلاص، بي‌سر و صدا و آرام در چند ماه گذشته مشغول به همکاري بوده‌اند. که براي فعاليت‌هاي اجتماعي، سياسي و داوطلبانه وجود چنين دوستاني سرمايه‌هاي ارزشمندي محسوب مي‌شود و بايد قدرشان را دانست. انشاء الله براي آينده ارتباطات اين جمع با محوريت دوستان اصلاح‌طلب و پشتيباني آقاي مهندس اولياء تداوم يابد.

 

4- يکي از مسائل رنج‌آور ديگر که بحمد الله خيلي گسترده نبود رفتارها و برخوردهاي غير اخلاقي و نادرست بعضي از افراد احساسي ، نا آگاه و افراطي با رقيب و رقبا بود که متاسفانه بعضي از اينگونه رفتارها به صورت مقابله به مثل‌هايي از طرف دوستان خودمان نيز مشاهده مي‌شد. اينگونه نگاه گاهي در مطبوعات، گاهي در سخنراني‌ها، گاهي در نوشتن مطالب توهين‌آميز و موهن در سايت‌ها و بدتر از همه پاره کردن عکس و تابلوهاي کانديداي رقيب در مقابل ستادها مي‌توان ذکر کرد.

 

 

در پايان ضمن تشکر مجدد از همه افراد گروهها و اقشار مختلف، احزاب و گرايش‌هاي سياسي و همه عزيزاني که صادقانه و صميمانه در اين اقدام بزرگ اجتماعي و سياسي مشارکت و تلاش نمودند. در پايان پيشنهاد مي‌شود تلاشي براي تدوين مستندات و وقايع انتخابات در اين ستاد و ستادها و مراکز ديگر (در حد امکان) توسط جناب آقاي اولياء و دوستان ستاد ايشان انجام پذيرد و از اينطريق مجموعه اي از انديشه‌ها، اتفاقات، خاطرات و نکات زشت و زيبا جمع‌آوري و تدوين شود و امکان خوبي براي بهره‌برداري همه علاقمندان در آينده فراهم شود. 

 

 

بخش اول

 

نيم ساعت پس از شنيدن اين خبر در صبح روز چهاردهم به ايشان اعلام آمادگي کردم که تمام امکانات ستادم  در اختيار شما و خودم هم با طيب خاطر در خدمت شما هستم . ايشان تهران بود و قدري مردد، شب به يزد آمدند ، جمع دوستان ستاد بجز يکي ، دو گروه اعلام آمادگي داشتند ولي ترديد ايشان يکي دو روز بعد يعني روز شانزدهم که اولين روز تبليغات بود برطرف شد

 

 

انتخابات مجلس در يزد بحمدالله با همه فراز و فرودهايش به پايان رسيد و به لطف الهي ختم به خير شد. براي اينجانب که از ابتداي امر درگير مسئله بودم حضور در اين عرصه خاطرات، برداشتها و آموزه هاي خاص خود را داشت که به نظرم رسيد حال که ماجرا به پايان رسيده است خوبست ولو به اجمال به نکات برجسته و قابل توجه فرايند انتخابات اشاره اي بنمايم :

 

1- ثبت نام در انتخابات به توصيه دوستان زيادي که در اين زمينه به جمع بندي رسيده بودند انجام پذيرفت، هرچند که يک دغدغه ي دروني هميشه داشتم که آيا رفتن به مجلس بهترين کاريست که ميتوانم دنبال نمايم  يا نه؟ و اصولا در مجلس مي توانيم با توجه به مجموعه شرايط جاري منشا اثر باشيم ؟.  در اين رابطه از خدا خواستم اگر خير و صلاحي براي من و مردم در اين کار نيست ، امکاناتش را فراهم نسازد ، که ظاهرا چنين بود و چنين شد .در اين مرحله در يک فرصت دو ، سه ماهه از آذر تا اوايل بهمن پيگيريهايي براي برقراري ارتباط با دوستان و آشنايان و افراد موثر انجام پذيرفت و ستاد اوليه شکل گرفت و رايزنيها گسترش يافت يکي از مسائلي که براي دوستان در اين مقطع مطرح بود کانديدايي همزمان اينجانب و آقاي رضوي بود که هر بار مطرح مي شد به آينده موکول مي کرديم و مي گفيتم در مقطع خودش به نحو مقتضي اين مسئله حل خواهد شد . در اين مقطع با حدود 50 نفر از افراد موثر ملاقات داشتم ، 40 جلسه در محلات ، روستاها،45   جلسه با گروهها و تشکلهاي خاص و حدود 50 سخنراني در جمعهاي کوچک و بزرگ عمدتا در ايام محرم داشتم ، دو ستاد هم داشتيم اول در بلوار جمهوري در دفتر بيمه آزادگان و بعد در بلوار شهيد صدوقي بود که تا پايان هم همين جا ستاد مرکزي بود ، ستاد جوانان هم در خيابان باهنر راه اندازي شد .

 

2- اتفاق دوم رد صلاحيت ها بود که تمام اصلاح طلبان استان به جز آقاي تابش رد صلاحيت شدند که تعجب همگان را برانگيخت بويژه کسي فکر نمي کرد که واقعا دامنه رد صلاحيت ها اينقدر گسترش يابد که چنين افرادي را نيز در بر بگيرد با توجه به تبعات و هزينه هاي اجتماعي بالايي که اين مسئله به همراه مي داشت. وليکن اين اتفاق افتاد و با کمال بي انصافي و به دور از تقوي ، عدالت و قانون صلاحيت اينجانب و تعدادي ديگر از دوستان تاييد نشد . آنچه در مورد اين حقير رخ داد ظلمي آشکار بود چرا که ظاهرا بر اساس اظهارات آمادگي تاييد صلاحيت بود اما به شرط تغيير حوزه و يا انصراف از نامزدي انتخابات ، چرا که هيچ مستند ديگري جز چند مطلب کذب و دروغ براي اين تصميم نداشتند . متاسفانه هنوز هم دليل مشخصي براي رد صلاحيت به اينجانب اعلام نشده است مکاتبه اي هم که در اين رابطه با جناب آقاي جنتي داشتم بدون پاسخ مانده است در هر حال عليرغم اعلام آمادگي و اقبال خوب و ارزشمند وبزرگوارانه مردم به اينجانب، اين حق براي مردم و من ضايع گشت.

 

 

 

3- رخداد جالب توجه ديگر اين بود که آقاي اولياء در آخرين روزو زمان اعلام تاييد ها يعني 4 اسفند تاييد شد . نيم ساعت پس از شنيدن اين خبر در صبح روز چهاردهم به ايشان اعلام آمادگي کردم که تمام امکانات ستادم  در اختيار شما و خودم هم با طيب خاطر در خدمت شما هستم . ايشان تهران بود و قدري مردد، شب به يزد آمدند ، جمع دوستان ستاد بجز يکي ، دو گروه اعلام آمادگي داشتند ولي ترديد ايشان يکي دو روز بعد يعني روز شانزدهم که اولين روز تبليغات بود برطرف شد تا اينکه با مشورت يکي دو نفر از دوستان موضوع را طي نامه اي به جناب آقاي خاتمي منعکس نمودم ، ايشان هم با تواضع و بزرگواري بالايي پاسخي در شان خود مرقوم فرمودند و اين پاسخ آغاز تلاشي دوباره شد . صبح جمعه هفدهم به يزد برگشتم و در جمع دوستان تقسيم کار مجددي شد . پي گيري کارهاي چاپي دنبال شد و با يکي دو روز تاخير يعني در روز نوزدهم آماده شدند و نتيجه اي ارزشمند علي رغم محدوديت هاي زماني و پراکنده شدن بعضي از گروهها و افراد ستاد در جمعه شب 24 اسفند حاصل شد. مهندس اولياء در بين 18 کانديدا رتبه نخست را کسب کرد.

 

4- هر چند که در دور اول آقاي اولياء کمتر از پانصد راي براي رسيدن به حد نصاب و انتخاب شدن فاصله داشت ولي ورود به دور دوم هم لطف ديگري داشت ، دوستاني که در دور اول دچار ترديد شده بودند بازگشتند ، همه گروههاي سياسي و احزاب اصلاح طلب به وفاق رسيدند ، بعضي از هواداران مستقل و منطقي ديگر کانديداهاي دور اول نيز به جمع پيوستند . شور و حال زيبايي در مجموعه ستاد و همراهان موج ميزد هر چند که دغدغه هاي جديدي پيش آمده بود که به دليل حضور بسيار کمتر مردم در دور دوم انتخابات احتمال راي آوردن آقاي اولياء کاهش يابد ولي با تلاش مستمر جمعي و با لطف و عنايت خداوند در ساعت 12 شب ششم ارديبهشت شاهد راي قاطع 58 درصدي مردم به اولياء بوديم و اين حاصل يک پروژه پنج  ماهه بود که البته اوج آن در دو ماه آخر بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:45  توسط امیر حسین دادگر  |